تبلیغات
نی نی خودم - حاملگی زیباست...
 
درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار پرش به بالا

كد ماوس

نی نی خودم




سلام دوستای خوبم عیدتون مبارک

به مطلب زیر توجه کنید:

حاملگی،مزاحمت برای زن نیست.بله،شکل وهیکل شما همانطور که قبلا بوده ،نمیباشدولی نوعی زیبایی دیگر در آن نهفته است. بسیاری از خانم ها معتقدندکه بهترین حالت وخوشحالی رادرزمان حاملگی داشته اند.موها میدرخشند،چشمها برق می زنندوپوستشان روشن وگرم می شود مثل اینکه درحال تشعشع هستند.

حاملگی تجربه ای هیجان انگیز در زندگی است وبه همین علت ،دوستی وتوجه خانواده وهمچنین اطلاع ازتغییراتی که دربدن رخ داده وچه روی خواهد داد.مهم می باشد

دوره طبیعی حاملگی 280 روز(40هفته)پس از اولین روز دوره آخرین قاعدگی میباشد.رژیم غذائی مادر،وضعیت عمومی،سلامت او ومیزان حرکات بدنی که انجام می دهد،همه دارای اثراتی میباشند بنابراین مراقبتهای مناسب بارداری طی دوره حاملگی ضروری می باشد

طی حاملگی،رشد بچه بستگی  به جفت،بندناف وکیسه امنیونی دارد.جفت یک شبکه پهن ازعروق خونی می باشد که به رحم متصل بوده وازطرف دیگر بوسیله بندناف به جنین وصل شده وازطریق آن،مواد غذائی به جنین می رسند.

کیسه آمنیونی،یک کیسه پرمایع بوده که جنین را در برابرضربه حفظ میکند.رشد جنین طی حاملگی موجب اتساع رحم می شود.درهفته 20،رحم درسطح ناف و درهفته 28،چهار انگشت بالاتر از سطح ناف قرار گرفته ودر هفته 36،کل شکم را اشغال می کند. درهفته 12اکثر اعضا درشت نظیر کلیه ها، کبد،روده ها،ریه ها واندام شکل میگیرند ودرحالی که طول جنین 9سانتیمتر و وزن آن 14گرم است.

درهفته 20حرکات جنینی هنگامی که درمایع آمنیونی تکان میخورد. حس شده وضربان قلب او بوسیله گوشی شنیده میشود. درهفته 32،جنین وضعیت سربه پایین رادر رحم بخود گرفته وبتدریج سر درلگن قرار می گیرد.گاهی این امر اتفاق نمی افتد،

سه ماهه اول حاملگی دارای اهمیت زیادی می باشد زیرا همانطور که اشاره شد، طی این مدت اعضا بدن بچه نظیر مغز،قلب، کلیه ها،چشمها وگوش ها وهمچنین اندامها ایجاد میشوند.  طی این مدت از مصرف هر گونه دارو بایستی پرهیز نمود.برخی داروها میتواند برای رشدبچه داخل رحم خطرناک باشندو نباید بدون تجویز پزشک مصرف شوند.

دوستای گلم التماس دعا تابعد...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : مامان جونی و بابایی جونی
نظرات ()
دوشنبه 26 فروردین 1392 03:16 ب.ظ
عزیزم خیلی زیبا حس بارداری و تعریف کردی دوس دارم همین الان مامان شم
سه شنبه 7 شهریور 1391 03:21 ب.ظ
فرشته جون شما هم بیا بریم
سه شنبه 7 شهریور 1391 03:01 ب.ظ
وااااااااااای فرشته جونی...
ای کاش میشد شماهم با ما میومدی...
ولی عیبی نداره ...
انشاا... هفته اینده یه جایی بهتر قرار میزاریم میریم.....
بوووووووووووووووس قربونت برم
مامان جونی و بابایی جونیبوسسسسسس انشاالله
دوشنبه 6 شهریور 1391 03:56 ب.ظ
سلااااام فرشته جونم خوبیییییی؟؟؟؟
کجاییی؟؟؟ داداش بهتره انشالله؟؟؟
دوشنبه 6 شهریور 1391 09:37 ق.ظ
سلام فرشته جونی ...
خیلی خوشحال شدم دیروز دیدمت ...
واقعا خانمی...
کلمه و اسم خانمی واقعا برازنده شما...
من موبایلم خرابه خواستی بگو برات شماره خونه رو بذارم باهم حرف بزنیم...
بوس محکم ...
مامان جونی و بابایی جونیبوس بوس بوس
این لطف شماست وبه من محبت داری گلم
آره حتما برام بذار
دوشنبه 6 شهریور 1391 03:11 ق.ظ
عشـــــــــــق منـــــــــــــــــــــــی جیــــــــــــــــــــگرم جووووووووووونمی الــــــــــــــــــــــــهی فـــــــــــــــــدات شـــــــــــــــــــــــــــم
مامان جونی و بابایی جونیخــــــــــــــــــــــــــــدا نکنـــــــــــــــــــــــــــه عزیزم
بوس توهم عشق منـــــــــــــــــــــــــــنی
یکشنبه 5 شهریور 1391 11:00 ب.ظ
قابل نداره عزیزم لطف داری
یکشنبه 5 شهریور 1391 08:48 ق.ظ
واااااااااااااای فرشته مگه من چه گافی دادم ...
که شاهده نوشته ؟؟؟؟
واااااااااااای ...
مامان جونی و بابایی جونیچیزی نبود عزیییییززززززم
شنبه 4 شهریور 1391 04:19 ب.ظ
فرشــــــــــته جونم بابا منه بیچاره رو انقدر خجالت زده نکن فدات شم...فدات دوست جوووووووونم
لایق که نیستم ولی انشالله بتونم محبتتو جبران کنم...مریم چه گافی دادی یعنی...فرشته جان من بهش گفتم خخخخخخخخخ
مامان جونی و بابایی جونیخوب کردی گلم
بوووووووووسسس
شنبه 4 شهریور 1391 04:05 ب.ظ
شما خیلی ماهی...
مامان جونی و بابایی جونیاین نظر لطفته که اینومیگی گلم.
شنبه 4 شهریور 1391 03:36 ب.ظ
شنبه 4 شهریور 1391 03:31 ب.ظ
خب دیگه ما اینیم ....
مامان جونی و بابایی جونیفدااااات بشممممممممممم
شنبه 4 شهریور 1391 02:42 ب.ظ
فرشته جان با اجازه لینکت کردم
مامان جونی و بابایی جونیممنونم گلم منم لینکت میکنم
شنبه 4 شهریور 1391 01:30 ب.ظ
سلام عزیزم مرسی بهم سر زدی
مامان جونی و بابایی جونیفدات شم
شنبه 4 شهریور 1391 12:04 ب.ظ
وااااااااااااای ساغر خانم ....
بلاخره وبلاگ ساختی...
نگفتی منو شیفته خودت کردی رفتی...
بی معرفت من که یه پست هم تو وبلاگت برات گذاشتم ....
پس کجایی؟؟؟
احساس کردم خیلی بهم نزدیکی...
مامان جونی و بابایی جونیسلاااااااام عزییییییییییززززززم خوبیییی؟؟؟
من همیشه بهت سرمیزنم
ازکجافهمیدی منم؟
بووسسسسسسسسسس
جمعه 3 شهریور 1391 03:55 ب.ظ
سلام عزیزم . چه مطالب جالبی گذاشتی دستت درد نکنه . منم لینکت کردم. انشااله موفق باشی
مامان جونی و بابایی جونیسلام خواهش میکنم خانمی ممنونم
پنجشنبه 2 شهریور 1391 10:48 ق.ظ
فرشته جانم کجاااااییییییی نمیگی دلمون برات تنگ میشه؟؟؟
ابجیییی دوست دارماااا یه عالمه
مامان جونی و بابایی جونیسلااااااااااااااام نفس خوشبوووووووو خوبییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم خیلی دوستت دااااااااااااااارمممممم
چهارشنبه 1 شهریور 1391 11:51 ق.ظ
چه جالب بود
مامان جونی و بابایی جونیخواهش میکنم عزیزم
سه شنبه 31 مرداد 1391 04:16 ب.ظ
سلام. با تشکر از رای شما
مامان جونی و بابایی جونیخواهش میکنم عزیزم
سه شنبه 31 مرداد 1391 02:31 ب.ظ
فرشته یه سوتی دادمااااا
اومدم نظرتو پاسخ بدم اشتباهی حذف کردم...آخه این نی نی وبلاگ نمی پرسه که پاک شود یا نه...همینطوری سریع پاک می کنه...منم دوباره خودم از طرفت پیام دادم...خوب شد یادم بود چی نوشتی...ههههههههه
مامان جونی و بابایی جونیعزززززییییییییزززززززززم الهی فداتتتتتتتتتت
دوشنبه 30 مرداد 1391 10:04 ب.ظ
سلام فرشته نازنینم خوبیییییییی دلم برات تنگ شده...پستت آتیشم زد...
کاش منم این حس رو تجربه کنم..
خیلی برام دعا کن
مامان جونی و بابایی جونیالهیییی که من فدات بشم نازنینم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.